سرماخوردگی
دوباره سرماخوردگي ، تب و سرفه !![]()
تو این دو ماه اخیر این چندمین بار که سرما خوردی با اینکه خیلی مواظبم سرما نخوری
اما بازم ..........
بیشتر از تب کردنات میترسیدم ![]()
آخ كه ديدن تو ، تو اين وضعيت شكنجــــه ست برام .
همه ميگن كه من خيلي حساسم و سخت ميگيرم . يه سرما خورده گي ساده است ديگه !!
امـــــــــــا براي من ، ساده نيست !
بي تابي هاي تـــــــو ، براي من ســـــــاده نيست !
با چه زبوني بگم ؟!
آخه من يه مادرم...!
كدوم مادري توان ديدن جگر گوشه اش رو تو اين وضعيت داره ؟!
طفل معصــــوم من !
صدات گرفته وقتی گریه میکنی انگار دنیا روی سرم خراب شده..
صداي ناله هات داغونم ميكنه ، داغــــون .![]()
امروز که از شدت تب گریه میکردی مرواریدهات مثل ابر بهار روی گونه هات میریختن.
و من هر کاری میکردم آروم نمیشدی منم با تو اشک ریختم....
ناله هايي كه خنده هاي تو را دزديده رو دوست ندارم .
از اين ناله ها بيزارم ...
...
نور چشمممممممممممم....
تو زاده ي بهـاري .
پس طراوت و زيبايي از آن توست ، يادت باشد !
روزي كه تو بدنیا اومدی ، برايت شادابي را آرزو كردم .
پس شاداب باش همانند بهــــار .
مي آيد زمان شادابي تو . باك ات نباشد .
مي آيد ! چون بهــــار در راه است .
خدایا پسرم را به تو سپردممممممممم حفظش کن!


سرماخوردگی
